سخنی نیست؟
سخنی نیست؟
دیگر سخنی نیست با هیچ کس، هیچ سخنی نیست نه با مرده ای، برای زمزمه کردن خوبی یا بدی اش یا زنده ای برای گفتن و خندیدن یا که برای اشک ریختنی که زنده گی را فرا گرفته است یا برای لحظه ای چند از انسانیت دم زدن کسی را یافتن آه کدام انسانیت؟ انسانیت انسانها؟ انسانیتی برای انسانها؟ یا که شاید هم انسانیت کلمه؟ که این یکی را چه دفترها چه از آن پر نشده؟ آه انسانیت انسانها به کدامین سوی رفته؟ انسانیتی که انتهاست مسیرش و بهای اش مرگ. که گر باشد با کدامین کس و به کدامین زبان سخن باید گفت؟ آه : با هیچ کس هیچ سخن نیست نیست سخن دیگر با هیچ کس هیچ سخنی دیگر نیست.سعید شیرزاد برای بهروز جاوید تهرانی
http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/archive/2011/july/17/article/4383.html
منبع :